فراسوی آگاهی Beyond The Awareness
" آگاهی در هر لحظه جاری است "
نویسندگان

سلام

مطلبی خوندم که خیلی تاثیر گذار بود. بعنوان پست جدید براتون میذارم. امیدوارم ازش بهره ببرین.

وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی میسازی و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب! گاهی این موج می تواند کسی را به زیر ببرد و گاه به اوج! اولین کسی که به همراه این موج به بالا یا به پایین می رود خود تو هستی!

مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد ...

اگر نمیدانی نگو! اگر می دانی به بهترین شیوه بگو!

باید همواره زیباترین هایت را بر زبان آوری. حتی به هنگام خشم!

آنچه را که کلام تو جاری می سازد همه ی آن چیزی است که تو در آن لحظه هستی! بگذار تا فقط خوبیهایت جاری شود ... از انعکاس تیرگی ها بر آینه دل مخاطبت واهمه داشته باش چراکه این تیرگی ها گسترش می یابد!

پس تو به نوبه ی خودت مگذار که جهان تیره و تار شود. همیشه زیباترین هایت را جاری کن.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 02:43 ب.ظ ] [ بیتا ]

سلام به همگی

معمولا وقتی اتفاقی میوفته یا مطلبی جایی میخونم یا می شنوم انگیزه و موضوع نوشتنم میشه ... این دفعه میخوام در مورد یه امانت درونی باهاتون صحبت کنم ....

برای همه ما پیش اومده که با کسی درد و دل کنیم یا کسی باهامون درد و دل کنه. الان میخوام از جایی بگم که کسی از درون خودش باهامون صحبت میکنه!

درون ما پر از حرف های نگفته است که وقتی شرایطش پیش میاد و فردی رو پیدا می کنیم که احساس خوبی باهاش داریم از درونمون براش میگیم. این حرف ها گاهی درد و دله، گاهی بیان احساسه، گاهی بیان افکاره و . . . و خیلی وقت ها هم بیان اسرار.

می خوام برسم به جایی که یه دفه کسی که داره باهامون حرف میزنه احساس بدی پیدا می کنه و حس میکنه بهش تعرض شده یا بهتر بگم مورد بی حرمتی قرار گرفته! کی این اتفاق میوفته؟ وقتی ما سهوا یا عمدا از حرف هاش سوء استفاده می کنیم. چطوری؟ اینطوری:

از حرف خودش علیه خودش استفاده می کنیم!

حرف هاشو نگه می داریم یه وقتی مثه چماق می کوبیم تو سرش!

حرفاشو جای دیگه منتقل می کنیم!

قضاوتش می کنیم!

نصیحت بی مورد می کنیم!

با نگاه یا رفتار تحقیرش می کنیم!

و و و

منظور من از نوشتن این مطلب اینه که به خودمون یادآوری کنیم حرف های آدما پیش ما امانته، به هر منظوری که گفته شده باشه ما در مقابلش مسئولیم و صرفا باید گوش بدیم بدون هیچ گونه پیش داوری و قضاوت و سوء استفاده ...

درون هر کسی مخفی ترین و محترم ترین قسمت وجودشه!

بیایم بهش احترام بذاریم ...




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ دوشنبه 9 تیر 1393 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ بیتا ]

سلام

یه تصویر جالبی یه دفه در ذهنم شکل گرفت که به فکر نوشتن این متن به نام هنر فاصله افتادم ....

تصور کنین یه کتابی پیدا می کنین با یه موضوع خیلی جذاب که حتی مدلش هم با کتابای دیگه فرق می کنه که شما نمیتونین تمامشو ورق بزنین و چون خیلی خاصه شما نسبت بهش کنجکاو میشین. شروع به خوندنش می کنین ... صفحه به صفحه ...

نه خدائیش هم سوژه هم شکل هم رنگ کتاب واقعن قشنگه و انگیزه لازمو دارین که هی بخونینش ... وقتی نیمی از کتابو میخونین یهو میبینین که سبک جمله بندی ها داره تغییر میکنه، کلمات یه در میون به هم چسبیدن و خوندنش رو مشکل میکنه، ولی از اونجایی که شما مشتاق هستین بازم ادامه میدین ... تا جایی که حتی یه فاصله کوچیک هم بین کلمات وجود نداره و همه حروف به هم چسبیدن و شما باید کلی انرژی بذارین تا حروف و کلمات رو تشخیص بدین و بخونین ....

چه حسی پیدا می کنین؟ کلافگی، خستگی، بی انگیزگی، شاید عصبانیت و .... یهو میذارینش کنار و ترجیح میدین که دیگه لای کتابو هم باز نکنین، در حالیکه هنوز سوژه براتون جالبه، انگیزه اصلی خوندن در شما هست اما بخاطر این بهم ریختگی و چسبیدگی کلمات بی خیالش میشین ...

من دو دسته آدمو میتونم تصور کنم که چه برخوردی می کنن: دسته اول کلن کتابو میندازن کنار و میرن سراغ یه کتابی که حداقل این مدلی نباشه، دسته دوم فکر میکنن که این حالت عادی نیست و حتمن دلیلی داره، برای همین صبر می کنن، سرعت خوندنشونو میارن پایین و کم کم پیش میرن .... میبینن کتاب داره به شکل درست درمیاد ... تا اینکه کاملن درست میشه مثه روز اول با قشنگی موضوع، شکل، رنگ و ...

کتاب تموم میشه، صفحه آخر نوشته: هنر حفظ فاصله رو یاد گرفتی؟

 

حالا تو دوست عزیز من!

 ببین این فاصله رو کجاهای زندگیت باید بذاری؟ کجاها چسبیدی؟ با چه سرعتی داری میدوی؟ چه مکث هایی باید بکنی و فاصله هایی رو باید رعایت کنی؟

یه نگاهی به دور و اطرافت که بنداری میبینی! یا نه، ببین این فاصله کجا نبوده که تو الان حالت بده؟ آره اینطوری بهتره ... اگه حالت خوب نیست ببین شاید یکی از دلیل هاش همین حفظ نکردن فاصله باشه! این فاصله از نظر من مکث و تامل هم میتونه باشه! یعنی یه آن از جریان زندگی که داره عین سرعت نور طی میشه فاصله بگیری، وایسی ببینی کجای کاری!

تو خودت با خلاقیتت بگو این فاصله درست کجاها باید باشه؟ اصن تو جزء کدوم دسته هستی؛ دسته اول یا دوم؟ وقتی بهم ریختگی پیش میاد صبر میکنی، فرار میکنی یا لمس و بی حس میشی؟

 




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 08:36 ق.ظ ] [ بیتا ]

یه سلام صمیمانه خنک در یه فصل گرم!

اگه هوا سرد بود می گفتم یه سلام صمیمانه گرم در یه فصل سرد که بهتون بچسبه!

 

مطلب قبلی در خصوص تغییر بود و این مطلب هم میتونه ادامه اون باشه ....    

یه نکته ای که در اکثر ما وجود داره اینه که تا خودمون به چیزی نرسیم اونطور که باید نمیفهمیم و درک نمیکنیم و بهش عمل نمی کنیم و قبلش اگر کسی چیزی بگه در حد یه مشت حرف یا شعار می دونیمش تا..... خودمون لمسش کنیم. ولی من خودم یه چیزی رو قبول دارم، اینکه به اصطلاح حرف به گوش میمونه! و شرایط با قبل از شنیدم اون حرف متفاوت میشه! چرا؟ چون خواسته یا ناخواسته درجه آگاهی بالاتر میره و این نکته در مورد افرادی که دقیق تر هستن یا روی خودشون کار می کنن و به قول معروف خودشونو محاسبه می کنن مصداق بارزتری داره.

من یه باوری دارم و شاید قبلن هم از من شنیده یا اینجا خونده باشین که اگر اتفاقی میوفته اول این که زمانش رسیده دوم، پیامی داره .... شمایی که داری این مطلبو میخونی بدون که این حرف به دردت میخوره و جدی تر بهش فکر کن!

بعد از مقدمه چینی حالا بریم سر اصل مطلب....

یه جمله ای شنیدم که به دلم نشست؛ چرا؟ چون دارم مصداق هاشو در روابط آدمها می بینم! و دوست دارم که شما هم این جمله رو بدونین:

"حجم سردی یک رابطه به اندازه حجم حرف های نزده است"

چطوره؟ این جمله قلقلکت نمیده؟ حسی رو در تو بوجود نمیاره؟ فکرتو مشغول نمیکنه؟ خاطراتی برات تداعی نمیشه؟ پایان های دردناکی رو برات زنده نمیکنه؟ حسرت نمیخوری؟ در یک کلام ... سردت نمیشه؟

برای قدم اول، بیایم به روابطمون فکر کنیم که گذروندیم یا هنوز داریم. ببینیم چقدر حرف نگفته داشتیم و داریم که یک فضای سرد و بی انرژی و بی عاطفه رو برای ما بوجود آورده؟ این مورد بیشتر و بیشتر بین زوجین که یک زندگی یکنواخت و بدون انگیزه و عادتی رو دارن وجود داره. اگر متاهل هستین و مسئله دارین خیلی میتونه کمکتون کنه!

قدم بعدی اینکه چرا انگیزه مون رو برای حرف زدن از دست دادیم؟ یا اصلن ربطی به انگیزه نداره؛ ما بلد نیستیم حرفمون رو بزنیم، پس بی خیالش میشیم! اگر بی انگیزگی وجود داره دلیلش و اگر ناتوانیه مهارتشو پیدا کنیم.

به قول معروف هر اشکال رفتاری که در وجود ما شکل گرفته با خوندن ورد و یا تزریقی نیست که از بین بره یا تغییر کنه، بلکه باید روش کار بشه، همت و اراده پشتش باشه تا به نتیجه برسه! وقتی تشخیص مشکل داده شد در صدد حلش بربیایم.

من در این حد نیستم که بخوام فرایند گام به گامی برای رفع مشکلات بدم، ولی در این حد هستم که از تجربیاتم بگم، یا اگر موردی برام پررنگ شد مطرحش کنم، تا افرادی که این مطلب به چشمشون میخوره و تکونشون میده، فکری برای اصلاح خود و زندگیشون بکنن. من هم دارم روی این موضوع کار می کنم برای اصلاح روابطم از هر نوعش که باشه!مواردی که به ذهنم میرسه بعنوان تجربه به مرور در قسمت نظرات مینویسم ... میتونین از اونجا پیگیر باشین.

 

پی نوشت: دوستان از اونجایی که این وبلاگ دیگه روزنوشت نیست، اگر تمایل داشتین بصورت خصوصی ایمیل هاتون رو بگذارید تا به روز شدن وبلاگ رو بهتون اطلاع بدم.




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ سه شنبه 27 خرداد 1393 ] [ 10:03 ق.ظ ] [ بیتا ]

سلام

به نظر شما معجزه چیه؟ کی اتفاق میوفته؟ معجزه اسمش روشه یعنی یه کار خارق العاده! یه کاری که معمول نیست و به قول معروف خرق عادته! شکستن عادته! معجزه چیزیه که همه انتظارشو دارن به نوعی به شکلی براشون اتفاق بیوفته! مثلن وقتی گرفتاری هست دعا می کنیم معجزه بشه؛ یعنی طوری درست بشه که آرزوشو داریم .... پیامبران و امامان و بزرگان هم به اذن خدا معجزه می کردند، به دلایل و مصلحت های مختلفی که اقتضا می کرده .... ما معمولا فکر می کنیم که معجزه همین نوع کارهایی است که فقط به دست افراد خاصی محقق میشه! ولی من طور دیگه ای دارم فکر می کنم. اینکه هر کدوم از ما می تونیم معجزه گر باشیم!

بله درسته! شک نکنین!

همه ما دارای عادت های مختلف هستیم یا به قول معروف به نوعی معتاد هستیم! اعتیاد یعنی چی؟ یعنی وابسته شدن و عادت کردن. ما به مواردی در زندگیمون عادت میکنیم و باهاش یک عمر زندگی می کنیم غافل از اینکه عادت ها مارو در یه وضعیت خاصی که معمولا هم خوب نیست تثبیت میکنن و نگه می دارن، در حالیکه انسان یک موجود پویا است و لحظه ای نیست که در سکون کامل باشه! دقت کنین تمام سیستم فیزیکی و روانی ما در حال حرکته ... پس چرا ما در یک وضعیت خاص درجا بزنیم؟

حالا منظور من از این مقدمه چینی ها اینکه که بگم همه می تونیم معجزه کنیم ... چطوری؟ با پدیده ای به نام " تغییر ". معجزه کار کمی نیست، تغییر هم کار کمی نیست! طیف بندی داره تغییرات کوچیک تا بزرگ ... هر تغییری هم سخته، هر تغییر خرق عادته! بخاطر همینم من به این نتیجه رسیدم که

 " تغییر، معجزه است "

 

منتظر حرف ها و تجربیات شما هستم تا این بحث رو ادامه بدم ....




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ بیتا ]

سلام دوستان

فیلمی می دیدم که قهرمان داستان دختری بود که مدام بد می آورد و همه به نوعی بهش ستم می کردن. یکی از این اتفاقاتی که براش افتاد بار منفی و آسیبش بیشتر بود ... کسی که باعث این ضربه شده بود طی گفتگویی بهش گفت "ببخشین"! و دختر در جواب گفت: ببخشین مال وقتیه که مثلا توی اتوبوس پای کسی رو اشتباها لگد کنیم و فوری بگیم ببخشین! اما با این شدت و ضربه روحی وارد شده؟! ...

وقتی این جمله رو شنیدم تکون خوردم و فکرم مشغول شد که اگه ما مراقب رفتار و حرفامون نباشیم شاید ضربه هایی به دیگران بزنیم که جبرانش با یک ببخشین ساده و ندامت ما کافی نباشه!




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ شنبه 27 اردیبهشت 1393 ] [ 11:05 ق.ظ ] [ بیتا ]

خیلی خوبه که آدم اول ناظر اعمال و رفتار و گفتار خودش باشه بعد بره سراغ دیگران. به روش های مختلف گفته شده این ما هستیم که نحوه رفتار و برخورد دیگران رو با خودمون تعیین می کنیم. پس دقت کنیم وقتی داریم کاری انجام میدیم یا حرفی می زنیم اول حواسمون باشه که داریم چیکار می کنیم بعد متوجه عکس العمل های طرف مقابل باشیم. خیلی از اشکالات و ایراد های ارتباطی با همین توجه به رفتار و گفتار خودشو نشون میده!

مثلن: من اگه امروز بی حوصله و کج خلق باشم ممکنه در برخورد با هر کسی که اطرافم باشه رفتار و گفتار مناسبی نداشته باشم و خودم هم حواسم نباشه که دارم چیکار می کنم. بعد مثلن دوستم یا همکارم یا هر شخص دیگه برخورد خوبی با من نداره، حالا من حق به جانب میگم که اون بداخلاقه! درحالیکه شروع کننده من بودم و باعث شدم این رفتار با من بشه.

این مثال ممکنه خیلی پیش پا افتاده و ساده و معمول باشه ... اما مصداق هاشو خودتون در رفتارهای پیچیده تر پیدا کنین! بعد توجه و آگاهیتون رو ببرین روی جزء جزء رفتارتون ... بعد از یه مدت متوجه تغییرات خوبی میشین. اینم یادتون باشه که اگر تغییری بخواد اتفاق بیفته و ماندگار باشه خیلی کند پیش میره .... پس صبور باشین و مشتاق!




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ بیتا ]

سلام

کتابی دارم میخونم به نام "سواد عاطفی و عشق". به مطلب جالبی برخوردم که عینا براتون می نویسمش:

ما می دانیم که عاطفی بودن و صاحب احساسات قدرتمندی همچون عشق، شادی، گریه و حتی رنج و اندوه بودن، تجربه ای غنی و ارزشمند است. در حقیقت ما دائم در جستجوی تجربه های عاطفی و هیجانی هستیم. به تماشای فیلم های عاشقانه، ترسناک و مهیج می رویم و پای سریال های ملودرام خانوادگی می نشینیم، یا ریسمان به پای خود می بندیم و از بالای صخره های مرتفع پایین می پریم و همه این کارها را به منظور تحریک عواطف و هیجانات خود انجام می دهیم. در واقع چون نمی توانیم هیجانات و عواطف واقعی را لمس و تجربه کنیم و از نزدیک شدن به آنها می هراسیم، بنابراین جایگزین هایی برای آنها دست و پا می کنیم و خود را با انواع و اقسام فعالیت هایی که برشمرده شد سرگرم می کنیم.

حقیقت تلخی است ولی ضربه عاطفی ناشی از کمبود عشق و محبت، منجر به بی حسی عاطفی شده و تا حد بیمارگونه ای عمیق می شود و نسل به نسل منتقل می گردد. یکی از نیازهای فوری عصر ما این است که چرخه تنهایی، خشونت و بی حسی عاطفی به طریقی شکسته شود. یک راه حل این است که بیداری و هشیاری عاطفی را افزایش دهیم. باید دریچه قلبمان را بر روی عواطف و احساسات دیگران بگشاییم و با مهربانی و عطوفت و دلسوزی به آنها پاسخ دهیم. برای اینکه از نظر عاطفی باسواد شویم باید احساسات را کشف کنیم، درک کنیم و یاد بگیریم که آنها را ابراز کنیم.

 

 




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ بیتا ]

این درسته که هر کسی خودش باید به نتیجه برسه! در هر مورد و زمینه ای ... ما در طول روز با مسائل مختلفی مواجه میشیم، مشورت میگیریم، از تجربیات استفاده می کنیم و و و اما در نهایت با خودمون به نتیجه می رسیم! این خود، رو باید شناخت، کشف کرد، باید باهاش آشنا و صمیمی شد، باید مثل نَفَس باهاش زندگی کرد! آیا ما این کارو می کنیم؟

حالا تعریف شما از "خود" چیه؟




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ یکشنبه 24 فروردین 1393 ] [ 09:17 ق.ظ ] [ بیتا ]

سلام رهگذر ...

میخوام شروع کنم ... یا بهتر بگم دوباره شروع کنم! اما متفاوت تر، بهتر، پربارتر ...

درسته که قبلن اینجا هر روز پیامی داشت، اما موانعی هی وقفه انداخت، انداخت، انداخت ... که از این حالت درومد. شمایی که هر روز به امیدی اینجا سر می زدی یا هنوزم انقدر باوفایی که سر می زنی! ببخش که گاهی وقفه افتاده ... هر اتفاقی حکمتی داره امیدوارم این وقفه ها به خیر بوده باشه برای من و شما!

دارم فکر می کنم چطور ادامه بدم که رهرو آهسته و پیوسته باشم!

رهگذر ... اگر هنوز به امیدی، پیامی، درسی ... مهمونم هستی، باش! انرژیِ بودن، راه رو باز میکنه تا بهترین ادامه پیدا کنه ...

 

 




طبقه بندی: یادداشت های شخصی،
[ شنبه 16 فروردین 1393 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ بیتا ]

هر کاری که انجام می دهید تا عزت نفس دیگران را تقویت کنید، هم زمان عزت نفس خودتان را نیز تقویت می کنید.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 09:15 ق.ظ ] [ بیتا ]

اگر چیزی در زندگیتان هست که آن را نمی خواهید، ببینید علتش چیست و کنارش بگذارید. اگر افکارتان را تغییر دهید، زندگی تان تغییر می کند. هر کاری که انجام می دهید، محرک آن یا ترس است یا اشتیاق.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ یکشنبه 25 اسفند 1392 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ بیتا ]

به دنبال فرصت ها بگردید. آن را در همه جا خواهید یافت. آدم هایی را که در انجام آنچه شما می خواهید انجام بدهید موفق هستند تماشا کنید، بعد از آنها درس بگیرید.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ بیتا ]

هر عملی را به خاطر خود عمل انجام بده، به نتیجه وابسته نباش. عشق بورز نه به سبب آنکه اگر عشق بورزی خوشبخت خواهی بود، بلکه عشق بورز چون عشق ورزیدن خوشبختی است.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ پنجشنبه 22 اسفند 1392 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ بیتا ]

به همان اندازه که می توانید به خودتان عشق بورزید، دیگران را دوست بدارید.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ بیتا ]

اتفاق های بزرگی که در زندگی شما روی می دهد بهترین موضوعی هستند که می توانید از آنها حرف بزنید. تمام نعمت هایی که شما را احاطه کرده اند، موضوع صحبت شماست. با خوش بینی و شادمانی صحبت کنید و سعی کنید حرف هایتان سرشار از قدردانی باشد.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ سه شنبه 20 اسفند 1392 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ بیتا ]

زندگی خود را حول محور ارزش هایتان سازماندهی کنید. چه باوری دارید و از آن حمایت می کنید؟

اهدف، سوخت کوره پیشرفت هستند.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ بیتا ]

زندگی مانند قفلی رمزدار است. هدف تان این است که شماره های درست را به ترتیبی درست بیابید تا بتوانید هرآنچه می خواهید بدست آورید. اگر به گونه ای با خودتان رفتار کنید که گویی توقع دارید موفق و خوشحال باشید، به ندرت ناامید خواهید شد.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ سه شنبه 13 اسفند 1392 ] [ 12:28 ب.ظ ] [ بیتا ]

امروزتصمیم بگیرید که طرح ارتباط آرمانی خود را در زندگی تان بریزید و آن را بسازید. این به شما بستگی دارد.

هر عقیده یا فکری که همچون واقعیت و حقیقت بپذیرید، از جانب ضمیر ناخودآگاهتان مانند امری حتمی و الزامی پذیرفته خواهد شد.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 12:22 ب.ظ ] [ بیتا ]

آرامش را از طریق جستجو کردن آن نمی توان یافت بلکه اگر زندگی را درست همان گونه که هست بپذیریم می توانیم به آرامش برسیم. وقتی زندگی مشکلاتی را سر راه ما قرار می دهد می توانیم درهم بشکنیم یا چیزی از آن یاد بگیریم. شوق رهایی سر پیکان را به سمت یادگرفتن متمایل می کند.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ شنبه 10 اسفند 1392 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ بیتا ]

مسئولیت پذیری تنها راه چاره ی رهایی از مقصر دانستن دیگران است.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ چهارشنبه 9 بهمن 1392 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ بیتا ]

رفتار دیگران نسبت به شما همان گونه است که خودتان خواسته اید.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ سه شنبه 8 بهمن 1392 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ بیتا ]

صمیمیت یعنی سازگاری و پذیرفتن یکدیگر بدون قید و شرط




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ دوشنبه 7 بهمن 1392 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ بیتا ]

چیزی بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد!




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ یکشنبه 6 بهمن 1392 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ بیتا ]

هرچه کمیاب تر، باارزش تر!




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ شنبه 5 بهمن 1392 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ بیتا ]

مدارا اساس حکمت است.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ جمعه 4 بهمن 1392 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ بیتا ]

گوهر خود را مزن بر سنگ هر نالایقی

صبر کن پیدا شود گوهرشناس لایقی




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ بیتا ]

دروغ شکوفه می آورد اما میوه ندارد!




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ چهارشنبه 2 بهمن 1392 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ بیتا ]

کسی که به خود اطمینان دارد به تعریف کسی نیاز ندارد.




طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 10:05 ق.ظ ] [ بیتا ]
هر انسانی اگر دوست من نیست، دشمن من هم نیست. اینان همه معلمان من هستند. انسان ها حلقه هایی طلایی اند در زنجیر خیر و صلاح من.


طبقه بندی: پیام های معنوی،
[ دوشنبه 30 دی 1392 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ بیتا ]

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


همراهان عزیز،

ممنونم که هستید!
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

پیام های خالق هستی روی موج سکوت منتقل می شوند

خدمات وبلاگ نویسان جوان