فراسوی آگاهی Beyond The Awareness همراهان عزیز، ممنونم که هستید! http://farasooyeagahi.mihanblog.com 2017-09-19T16:35:28+01:00 text/html 2015-01-14T03:01:22+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا سلام http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1140 <P><STRONG><FONT color=#cc0000 size=3>سلام به دوستان همیشگی</FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT color=#cc0000 size=3></FONT></STRONG>&nbsp;</P> <P><FONT size=2>نمیدونم چی میشه که یک دفه آدم از یه سری چیزها بریده میشه! منظورم دلزدگی نیست ها ... اینکه یهو دلیل و انگیزه و انرژی انجام کاری از بین میره یا بهتر بگم کمرنگ میشه و دیگه اولویت نیست!</FONT></P> <P><FONT size=2>این اتفاق برای وبلاگ من و انگیزه ام برای نوشتن پیش اومد! </FONT></P> <P><FONT size=2>امروز حسش اومد و دارم مینویسم! نمی دونم از دوستان همیشگی کیا هستن که همچنان هر روز به اینجا سر میزنن؟ هر کدوم که میاین و هستین سلام گرم منو پذیرا باشین! </FONT></P> <P><FONT size=2>دوست دارم اگر شما هم تجربه ای مشابه این اتفاق (بریدن از کاری&nbsp;و بازگشت دوباره) دارین بگین! مطمئنا تجربیات متفاوت&nbsp;برای هرکدوم از ما مفید خواهد بود ....</FONT></P> text/html 2014-07-16T05:43:53+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا ارتعاش کلام http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1139 <P align=justify><FONT size=3>سلام </FONT></P> <P align=justify><FONT color=#000000 size=3>مطلبی خوندم که خیلی تاثیر گذار بود. بعنوان پست جدید براتون میذارم. امیدوارم ازش بهره ببرین.</FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی میسازی و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب! گاهی این موج می تواند کسی را به زیر ببرد و گاه به اوج! اولین کسی که به همراه این موج به بالا یا به پایین می رود خود تو هستی!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد ... </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>اگر نمیدانی نگو! </STRONG></FONT><FONT color=#993399 size=3><STRONG>اگر می دانی به بهترین شیوه بگو! </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>باید همواره زیباترین هایت را بر زبان آوری. حتی به هنگام خشم!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>آنچه را که کلام تو جاری می سازد همه ی آن چیزی است که تو در آن لحظه هستی! بگذار تا فقط خوبیهایت جاری شود ... از انعکاس تیرگی ها بر آینه دل مخاطبت واهمه داشته باش چراکه این تیرگی ها گسترش می یابد! </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=3><STRONG>پس تو به نوبه ی خودت مگذار که جهان تیره و تار شود. همیشه زیباترین هایت را جاری کن. </STRONG></FONT></P> text/html 2014-06-30T07:29:37+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا امانت درونی http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1138 <P align=justify><FONT color=#006600 size=2><STRONG>سلام به همگی</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>معمولا وقتی اتفاقی میوفته یا مطلبی جایی میخونم یا می شنوم انگیزه و موضوع&nbsp;نوشتنم میشه ... این دفعه میخوام در مورد یه امانت درونی باهاتون صحبت کنم .... </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>برای همه ما&nbsp;پیش اومده که با کسی درد و دل کنیم یا کسی باهامون درد و دل کنه. الان میخوام از جایی بگم که کسی&nbsp;از درون خودش باهامون&nbsp;صحبت میکنه!</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>درون ما پر از حرف های نگفته است که وقتی شرایطش پیش میاد&nbsp;و فردی رو پیدا می کنیم که احساس خوبی باهاش داریم از درونمون براش میگیم. این حرف ها گاهی درد و دله، گاهی بیان احساسه، گاهی بیان افکاره و . . . و خیلی وقت ها هم بیان اسرار. </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>می خوام برسم به جایی که یه دفه کسی که داره باهامون حرف میزنه احساس بدی پیدا می کنه و حس میکنه بهش تعرض شده یا بهتر بگم مورد بی حرمتی قرار گرفته! کی این اتفاق میوفته؟ وقتی ما سهوا یا عمدا&nbsp;از حرف هاش سوء استفاده می کنیم. چطوری؟ اینطوری:</FONT></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>از حرف خودش علیه خودش استفاده می کنیم!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>حرف هاشو نگه می داریم یه وقتی مثه چماق می کوبیم تو سرش!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>حرفاشو جای دیگه منتقل می کنیم!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>قضاوتش می کنیم!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>نصیحت بی مورد می کنیم!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><STRONG><FONT color=#663366 size=2>با نگاه یا رفتار تحقیرش می کنیم!</FONT></STRONG></P> <P align=justify><FONT color=#663366 size=2><STRONG>و و و </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>منظور من از نوشتن این مطلب اینه که به خودمون یادآوری کنیم حرف های آدما پیش ما امانته، به هر منظوری که&nbsp;گفته شده باشه ما در مقابلش مسئولیم و صرفا باید گوش بدیم بدون هیچ گونه پیش داوری و قضاوت و سوء استفاده ... </FONT></P> <P align=center><FONT color=#993300 size=3><STRONG>درون هر کسی مخفی ترین و محترم ترین قسمت وجودشه! </STRONG></FONT></P> <P align=center><FONT color=#993300 size=3><STRONG>بیایم&nbsp;بهش احترام بذاریم ...</STRONG></FONT></P> text/html 2014-06-21T23:36:59+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا هنر فاصله ... http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1137 <P align=justify><FONT size=2>سلام</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>یه تصویر جالبی یه دفه در ذهنم شکل گرفت که به فکر نوشتن این متن به نام <FONT color=#993300><FONT size=3><STRONG>هنر فاصله</STRONG> </FONT></FONT>افتادم ....</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>تصور کنین یه کتابی&nbsp;پیدا می کنین&nbsp;با یه موضوع خیلی جذاب&nbsp;که حتی&nbsp;مدلش هم&nbsp;با کتابای دیگه فرق می کنه&nbsp;که شما نمیتونین تمامشو ورق بزنین&nbsp;و چون خیلی خاصه شما نسبت بهش کنجکاو میشین. شروع به خوندنش می کنین ... صفحه به صفحه ...</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>نه خدائیش هم سوژه هم شکل هم رنگ کتاب واقعن قشنگه و انگیزه لازمو دارین که هی بخونینش ... وقتی نیمی از کتابو میخونین یهو میبینین که سبک جمله بندی ها داره تغییر میکنه، کلمات یه در میون به هم چسبیدن و خوندنش رو مشکل میکنه، ولی از اونجایی که شما مشتاق هستین بازم ادامه میدین ... تا جایی که حتی یه فاصله کوچیک هم بین کلمات وجود نداره و همه حروف به هم چسبیدن و شما باید کلی انرژی بذارین تا حروف و کلمات رو تشخیص بدین و بخونین .... </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>چه حسی پیدا می کنین؟ کلافگی، خستگی، بی انگیزگی، شاید عصبانیت و .... یهو میذارینش کنار و ترجیح میدین که دیگه لای کتابو هم باز نکنین، در حالیکه هنوز سوژه براتون جالبه، انگیزه اصلی خوندن در شما هست اما بخاطر این بهم ریختگی و چسبیدگی&nbsp;کلمات بی خیالش میشین ... </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>من دو دسته آدمو میتونم تصور کنم که چه برخوردی می کنن: <STRONG>دسته اول</STRONG> کلن کتابو میندازن کنار و میرن سراغ یه کتابی که حداقل این مدلی نباشه، <STRONG>دسته دوم</STRONG> فکر میکنن که این حالت عادی نیست و حتمن دلیلی داره، برای همین صبر می کنن، سرعت خوندنشونو میارن پایین و کم کم پیش میرن ....&nbsp;میبینن کتاب داره به شکل درست درمیاد ... تا اینکه کاملن درست میشه مثه روز اول با قشنگی موضوع، شکل، رنگ و ...</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>کتاب تموم میشه، صفحه آخر نوشته: </FONT><STRONG><FONT color=#cc0000 size=3>هنر حفظ فاصله رو یاد گرفتی؟</FONT></STRONG></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG></STRONG></FONT>&nbsp;</P> <P align=justify><FONT color=#000099 size=3><STRONG>حالا تو دوست&nbsp;عزیز من!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>&nbsp;ببین این فاصله رو کجاهای زندگیت&nbsp;باید بذاری؟ کجاها چسبیدی؟&nbsp;با چه سرعتی داری میدوی؟ چه مکث هایی باید بکنی و فاصله هایی رو باید رعایت کنی؟</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>یه نگاهی به دور و اطرافت که بنداری میبینی! یا نه، ببین این فاصله کجا نبوده که تو الان حالت بده؟ آره اینطوری بهتره ... اگه حالت خوب نیست ببین شاید یکی از دلیل هاش&nbsp;همین حفظ نکردن فاصله باشه! این فاصله از نظر من مکث و تامل هم میتونه باشه! یعنی یه آن از جریان زندگی که داره عین سرعت نور طی میشه فاصله بگیری، وایسی ببینی کجای کاری!</FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>تو خودت با خلاقیتت بگو این فاصله درست کجاها باید باشه؟ اصن تو&nbsp;جزء کدوم دسته هستی؛ دسته اول یا دوم؟ وقتی&nbsp;بهم&nbsp;ریختگی پیش میاد&nbsp;صبر میکنی، فرار میکنی یا لمس و بی حس میشی؟ </FONT></P> <P align=justify>&nbsp;</P> text/html 2014-06-17T01:03:33+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا حجم سرد http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1136 <P align=center><STRONG><FONT color=#993300 size=3>یه سلام صمیمانه خنک در یه فصل گرم! </FONT></STRONG></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#993300 size=3>اگه هوا سرد بود می گفتم یه سلام صمیمانه گرم در یه فصل سرد که بهتون بچسبه!</FONT></STRONG></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG></STRONG></FONT>&nbsp;</P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>مطلب قبلی در خصوص تغییر بود و این مطلب هم میتونه ادامه اون باشه ....&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>یه نکته ای که در اکثر ما وجود داره اینه که تا خودمون به چیزی نرسیم اونطور که باید نمیفهمیم و درک نمیکنیم و بهش عمل نمی کنیم و قبلش اگر کسی چیزی بگه در حد یه مشت حرف یا شعار می دونیمش تا..... خودمون لمسش کنیم. ولی من خودم یه چیزی رو قبول دارم، اینکه به اصطلاح&nbsp;<FONT color=#cc0000>حرف به گوش میمونه!</FONT> و شرایط با قبل از شنیدم اون حرف متفاوت میشه! چرا؟ چون خواسته یا ناخواسته&nbsp;درجه آگاهی بالاتر میره و این نکته در مورد افرادی که دقیق تر هستن یا روی خودشون کار می کنن و به قول معروف خودشونو محاسبه می کنن مصداق بارزتری داره.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>من یه باوری دارم و شاید قبلن هم از من شنیده یا اینجا خونده باشین که اگر اتفاقی میوفته اول این که زمانش رسیده دوم، پیامی داره ....&nbsp;شمایی که داری این مطلبو میخونی بدون که این حرف به دردت میخوره و جدی تر بهش فکر کن!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>بعد از مقدمه چینی حالا بریم سر اصل مطلب....</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>یه جمله ای شنیدم که به دلم نشست؛ چرا؟ چون دارم مصداق هاشو در روابط&nbsp;آدمها&nbsp;می بینم! و دوست دارم که شما هم این جمله رو بدونین: </STRONG></FONT></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#339999 size=3>"حجم سردی یک&nbsp;رابطه به اندازه حجم حرف های نزده است"</FONT></STRONG></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>چطوره؟ این جمله قلقلکت نمیده؟ حسی رو در تو بوجود نمیاره؟ فکرتو مشغول نمیکنه؟ خاطراتی برات تداعی نمیشه؟ پایان های دردناکی رو برات زنده نمیکنه؟ حسرت نمیخوری؟ در یک کلام ... سردت نمیشه؟</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>برای قدم اول، بیایم به روابطمون فکر کنیم که گذروندیم یا هنوز داریم. ببینیم چقدر حرف نگفته داشتیم و داریم که یک فضای سرد و&nbsp;بی انرژی و بی عاطفه&nbsp;رو برای ما&nbsp;بوجود آورده؟ این مورد بیشتر و بیشتر بین زوجین که یک زندگی یکنواخت و بدون انگیزه و عادتی رو دارن وجود داره. اگر متاهل هستین و مسئله دارین خیلی میتونه کمکتون کنه!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>قدم بعدی اینکه چرا انگیزه مون رو برای حرف زدن از دست دادیم؟ یا اصلن ربطی به انگیزه نداره؛ ما بلد نیستیم حرفمون رو بزنیم، پس بی خیالش میشیم! اگر بی انگیزگی وجود داره دلیلش و اگر ناتوانیه مهارتشو پیدا کنیم.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>به قول&nbsp;معروف هر اشکال رفتاری که در وجود ما شکل گرفته با خوندن ورد و یا تزریقی نیست که از بین بره یا تغییر کنه، بلکه باید روش کار بشه،&nbsp;همت و اراده پشتش باشه تا به نتیجه برسه! وقتی تشخیص مشکل داده شد در صدد حلش بربیایم.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2><STRONG>من&nbsp;در این حد&nbsp;نیستم که بخوام فرایند گام به گامی برای رفع مشکلات بدم، ولی در این حد هستم که از تجربیاتم بگم، یا اگر موردی برام پررنگ شد مطرحش کنم، تا افرادی که این مطلب به چشمشون میخوره و تکونشون میده، فکری برای اصلاح خود و زندگیشون بکنن. من هم دارم روی این موضوع کار می کنم برای اصلاح روابطم از هر نوعش که باشه!</STRONG></FONT><FONT size=2><STRONG>مواردی که به ذهنم میرسه بعنوان تجربه به مرور در قسمت نظرات مینویسم ... میتونین از اونجا پیگیر باشین.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2></FONT></STRONG>&nbsp;</P> <P align=justify><STRONG><FONT color=#cc66cc size=2>پی نوشت: <FONT color=#cc66cc>دوستان از اونجایی که این وبلاگ دیگه روزنوشت نیست،&nbsp;اگر تمایل داشتین بصورت خصوصی ایمیل هاتون رو بگذارید تا&nbsp;به روز شدن وبلاگ رو بهتون اطلاع بدم.</FONT></FONT></STRONG></P> text/html 2014-05-20T23:00:30+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا معجزه! http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1133 <P align=justify><STRONG><FONT size=2>سلام</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>به نظر شما <FONT color=#006600>معجزه</FONT> چیه؟ کی اتفاق میوفته؟ معجزه اسمش روشه یعنی یه کار خارق العاده! یه کاری که معمول نیست و به قول معروف خرق عادته! شکستن عادته! معجزه چیزیه که همه انتظارشو دارن به نوعی به شکلی براشون اتفاق بیوفته! مثلن وقتی گرفتاری هست دعا می کنیم معجزه بشه؛ یعنی طوری درست بشه که آرزوشو داریم ....&nbsp;پیامبران و امامان و بزرگان هم به اذن خدا&nbsp;معجزه می کردند، به دلایل و مصلحت های مختلفی که اقتضا می کرده .... ما معمولا فکر می کنیم که معجزه همین نوع کارهایی است که فقط به دست افراد خاصی محقق میشه! ولی من طور دیگه ای دارم فکر می کنم. اینکه هر کدوم از ما می تونیم معجزه گر باشیم! </FONT></STRONG></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#3333ff size=2>بله درسته! شک نکنین!</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>همه ما دارای عادت های مختلف هستیم یا به قول معروف به نوعی معتاد هستیم! اعتیاد یعنی چی؟ یعنی وابسته شدن و عادت کردن. ما به مواردی در زندگیمون عادت میکنیم و باهاش یک عمر زندگی می کنیم غافل از اینکه عادت ها مارو در یه وضعیت خاصی که معمولا هم&nbsp;خوب نیست&nbsp;تثبیت میکنن و نگه می دارن، در حالیکه انسان یک موجود پویا است و لحظه ای نیست که در سکون کامل باشه! دقت کنین تمام سیستم فیزیکی و روانی ما در حال حرکته ... پس چرا ما&nbsp;در یک وضعیت خاص درجا بزنیم؟</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>حالا منظور من از این مقدمه چینی ها اینکه که بگم همه می تونیم معجزه کنیم ... چطوری؟ با پدیده ای به نام&nbsp;<FONT color=#993399 size=3>" تغییر "</FONT>. معجزه کار کمی نیست، تغییر هم کار کمی نیست! طیف بندی داره تغییرات کوچیک تا بزرگ ... هر تغییری هم سخته، هر تغییر خرق عادته! بخاطر همینم من به این نتیجه رسیدم که</FONT></STRONG></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#ff6600 size=4>&nbsp;<FONT color=#cc33cc>"</FONT> <FONT size=5>تغییر</FONT>، <FONT color=#009900>معجزه</FONT> <FONT color=#6666cc>است</FONT> <FONT color=#cc33cc>"</FONT></FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2></FONT></STRONG>&nbsp;</P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>منتظر حرف ها و تجربیات&nbsp;شما هستم تا این بحث رو ادامه بدم .... </FONT></STRONG></P> text/html 2014-05-17T02:05:32+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا ببخشین! http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1132 <P align=justify><STRONG><FONT size=2>سلام دوستان</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>فیلمی می دیدم که&nbsp;قهرمان داستان دختری بود که مدام بد می آورد و همه به نوعی بهش ستم می کردن. یکی از این اتفاقاتی که براش افتاد بار منفی و آسیبش بیشتر بود ... کسی که باعث این ضربه شده بود طی گفتگویی بهش گفت "ببخشین"! و دختر در جواب گفت: <FONT color=#000099>ببخشین مال وقتیه که مثلا توی اتوبوس پای کسی رو اشتباها لگد کنیم </FONT>و فوری بگیم ببخشین! اما با این شدت و ضربه روحی وارد شده؟! ...</FONT></STRONG></P> <P align=justify><STRONG><FONT size=2>وقتی این جمله رو شنیدم تکون خوردم و فکرم مشغول شد که اگه ما مراقب رفتار و حرفامون نباشیم شاید ضربه هایی به دیگران بزنیم که جبرانش با یک ببخشین ساده&nbsp;و ندامت ما کافی نباشه! </FONT></STRONG></P> text/html 2014-05-04T01:09:33+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا ناظر بر خود http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1131 <P align=justify><FONT color=#000099 size=2><STRONG>خیلی خوبه که آدم اول ناظر اعمال و رفتار و گفتار خودش باشه بعد بره سراغ دیگران. به روش های مختلف گفته شده&nbsp;این ما هستیم که نحوه رفتار و برخورد دیگران رو با خودمون تعیین می کنیم. پس دقت کنیم وقتی داریم کاری انجام میدیم یا حرفی می زنیم اول حواسمون باشه که داریم چیکار می کنیم بعد متوجه عکس العمل های طرف مقابل&nbsp;باشیم. خیلی از اشکالات و ایراد های ارتباطی با همین توجه به رفتار و گفتار خودشو نشون میده!</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#993399 size=2><STRONG>مثلن: من اگه امروز بی حوصله و کج خلق باشم ممکنه در برخورد با هر کسی که اطرافم باشه رفتار و گفتار مناسبی نداشته باشم و خودم هم حواسم نباشه که دارم چیکار می کنم. بعد مثلن دوستم یا همکارم یا هر شخص دیگه برخورد خوبی با من نداره،&nbsp;حالا من حق به جانب&nbsp;میگم که&nbsp;اون بداخلاقه! درحالیکه شروع کننده من بودم و باعث شدم این رفتار با من بشه. </STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT color=#000099 size=2><STRONG>این مثال ممکنه خیلی پیش پا افتاده و ساده و&nbsp;معمول باشه ... اما مصداق هاشو خودتون در رفتارهای پیچیده تر پیدا کنین! بعد توجه و آگاهیتون رو ببرین روی جزء جزء رفتارتون ... بعد از یه مدت متوجه تغییرات خوبی میشین. اینم یادتون باشه که&nbsp;اگر تغییری بخواد اتفاق بیفته و ماندگار باشه خیلی کند&nbsp;پیش میره .... پس <FONT color=#006600>صبور باشین و مشتاق!</FONT></STRONG></FONT></P> text/html 2014-04-20T06:22:40+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا تشنگی عاطفی http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1130 <P align=justify><FONT size=3><STRONG>سلام</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=3><STRONG>کتابی دارم میخونم به نام <FONT color=#ff0000>"سواد عاطفی و عشق"</FONT><FONT color=#000000>. </FONT>به مطلب جالبی برخوردم که عینا براتون می نویسمش:</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>ما می دانیم که عاطفی بودن و صاحب احساسات قدرتمندی همچون عشق، شادی، گریه و حتی رنج و اندوه بودن، تجربه ای غنی و ارزشمند است. در حقیقت ما دائم در جستجوی تجربه های عاطفی و هیجانی هستیم. به تماشای فیلم های عاشقانه، ترسناک و مهیج می رویم و پای سریال های ملودرام خانوادگی می نشینیم، یا ریسمان به پای خود می بندیم و از بالای صخره های مرتفع پایین می پریم و همه این کارها را به منظور تحریک عواطف و هیجانات خود انجام می دهیم. در واقع چون نمی توانیم هیجانات و عواطف واقعی را لمس و تجربه کنیم و از نزدیک شدن به آنها می هراسیم، بنابراین جایگزین هایی برای آنها دست و پا می کنیم و خود را با انواع و اقسام فعالیت هایی که برشمرده شد سرگرم می کنیم. </FONT></P> <P align=justify><FONT size=2>حقیقت تلخی است ولی ضربه عاطفی ناشی از کمبود عشق و محبت، منجر به بی حسی عاطفی شده و تا حد بیمارگونه ای عمیق می شود و نسل به نسل منتقل می گردد. یکی از نیازهای فوری عصر ما این است که چرخه تنهایی، خشونت و بی حسی عاطفی به طریقی شکسته شود. یک راه حل این است که بیداری و هشیاری عاطفی را افزایش دهیم. باید دریچه قلبمان را بر روی عواطف و احساسات دیگران بگشاییم و با مهربانی و عطوفت و دلسوزی به آنها پاسخ دهیم. <STRONG>برای اینکه از نظر عاطفی باسواد شویم باید احساسات را کشف کنیم، درک کنیم و یاد بگیریم که آنها را ابراز کنیم.</STRONG></FONT></P> <P align=justify><FONT size=2></FONT>&nbsp;</P> <P align=justify><FONT size=2></FONT>&nbsp;</P> text/html 2014-04-13T00:17:52+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا خود http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1129 <P align=justify><STRONG><FONT size=2>این&nbsp;درسته که هر کسی خودش باید به نتیجه برسه! در هر مورد و زمینه ای ... ما در طول روز با مسائل مختلفی مواجه میشیم، مشورت میگیریم، از تجربیات استفاده می کنیم و و و اما در نهایت با خودمون به نتیجه می رسیم! این خود، رو باید شناخت، کشف کرد، باید باهاش آشنا و صمیمی شد، باید&nbsp;مثل نَفَس باهاش&nbsp;زندگی کرد! آیا ما این کارو می کنیم؟</FONT></STRONG></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#993399 size=3>حالا تعریف شما از "خود" چیه؟ </FONT></STRONG></P> text/html 2014-04-05T02:04:23+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا آغاز http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1128 <P><STRONG><FONT color=#cc0000 size=3>سلام رهگذر ...</FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT size=2>میخوام شروع کنم ... یا بهتر بگم دوباره شروع کنم! اما متفاوت تر، بهتر، پربارتر ... </FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT size=2>درسته که قبلن&nbsp;اینجا&nbsp;هر روز پیامی داشت، اما موانعی هی وقفه انداخت، انداخت، انداخت ... که از این حالت درومد. شمایی که هر روز به امیدی اینجا سر می زدی یا هنوزم انقدر باوفایی که سر می زنی! ببخش که گاهی وقفه افتاده ... هر اتفاقی حکمتی داره امیدوارم این وقفه ها به خیر بوده باشه برای من و شما!</FONT></STRONG></P> <P align=center><STRONG><FONT color=#006600 size=2>دارم فکر می کنم چطور ادامه بدم که رهرو آهسته&nbsp;و پیوسته باشم!</FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT size=2>رهگذر ...&nbsp;اگر هنوز به امیدی، پیامی، درسی ... مهمونم هستی،&nbsp;باش! انرژیِ بودن، راه رو باز میکنه تا بهترین ادامه پیدا کنه ...</FONT></STRONG></P> <P><STRONG><FONT size=2></FONT></STRONG>&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> text/html 2014-03-17T01:15:41+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا عزت نفس http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1127 <P align=center><STRONG><FONT color=#339999 size=2>هر کاری که انجام می دهید تا عزت نفس دیگران را تقویت کنید، هم زمان عزت نفس خودتان را نیز تقویت می کنید.</FONT></STRONG></P> text/html 2014-03-16T09:11:46+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا ترس یا اشتیاق http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1126 <P align=justify><STRONG><FONT color=#cc6600 size=2>اگر چیزی در زندگیتان هست که آن را نمی خواهید، ببینید علتش چیست و کنارش بگذارید. اگر افکارتان را تغییر دهید، زندگی تان تغییر می کند. هر کاری که انجام می دهید، محرک آن یا ترس است یا اشتیاق.</FONT></STRONG></P> text/html 2014-03-14T02:09:52+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا فرصت http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1125 <P align=justify><FONT color=#336666><STRONG><FONT size=2>به دنبال فرصت ها بگردید. آن را در همه جا خواهید یافت. آدم هایی را که در انجام آنچه شما می خواهید انجام بدهید موفق هستند تماشا کنید، بعد از آنها درس بگیرید.</FONT></STRONG> </FONT></P> text/html 2014-03-13T02:07:03+01:00 farasooyeagahi.mihanblog.com بیتا عشق بورز http://farasooyeagahi.mihanblog.com/post/1124 <P align=justify><STRONG><FONT color=#000099 size=2>هر عملی را به خاطر خود عمل انجام بده، به نتیجه وابسته نباش. عشق بورز نه به سبب آنکه اگر عشق بورزی خوشبخت خواهی بود، بلکه عشق بورز چون عشق ورزیدن خوشبختی است.</FONT></STRONG></P>